درست یه روزی از روزگاری که حس می کنی با ثبات ترین خوشرنگترین و درست ترین روزهای زندگیته، غربت عجیبش پر می کشه به سمتت و تنگ در آغوشت می گیره... کسی که خود توست کسی که هیچ توقعی نداره و فقط عشقه کسی که به خاطرت نیست هیچ جا نیست چون تو نیستی نمی خوای باشی... می دونی همه چی خوبه اما امان از این غربت...انتخاب بین آرامش با غربته و یا سرگردونی با قلب قرصه!؟
برچسب:
نویسنده: الینا موسوی